محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

179

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

در احياء روحيه حماسى مردم غرناطه مؤثر افتاد و از ديگر سو اسپانياى مسيحى دريافت كه اندلس محتضر بار ديگر جان مىگيرد و برپاى مىخيزد . بارى سلطان ابو الحسن پس از اندك زمانى خود را تسليم نوشخوارى و هواپرستى نمود و خشم و كينهء بسيارى را برانگيخت . زيرا سران و سرداران نيز دست به ستم گشودند و تا هزينهء عياشيهاى خويش گرد آورند بر مردم مالياتهاى سنگين بستند . وزير ابو القاسم بنيغش نيز سلطان را در اعمال نكوهيده‌اش يارى مىداد ولى در نزد مردم به گونهء ديگر تظاهر مىكرد . بدين‌گونه عوامل فساد و انحلال و تفرقه كار خود را كردند و سقوط حتمى را شتاب بخشيدند . « 12 » . سلطان ابو الحسن با دخترعم خود السلطان الايسر ازدواج كرد « 13 » . ولى در روايات اسلامى نام آن شاهزاده خانم نيامده است ، هرچند در تاريخ اندوهبار اندلس جايگاهى مهم دارد و شخصيت او در بسيارى از اخبار شورانگيز پيچيده شده است . صاحب اخبار العصر هم از او نام نبرده . المقرى هم كه روايت او را نقل كرده نام او را ذكر نكرده است . همچنين در روايات قشتالى معاصر از نام او نشانى نيست . ولى يك مورخ قشتالى كه كتاب خود را صد سال بعد نوشته نام او را عايشه نوشته است . اين مورخ علاوه بر آن صورت رسمى معاهدات سرى را كه آن دو پادشاه كاتوليك به هنگام تسليم

--> ( 12 ) . رجوع كنيد به « اخبار العصر فى انقضاء دولة بنى نصر » . كه در جمادى الآخر سال 947 ه يعنى پنجاه سال بعد از سقوط غرناطه تأليف شده . از نويسنده‌اى مجهول . چنان برمىآيد كه نويسنده خود در ايام جوانى آن حوادث به چشم ديده است حتى در برخى از آنها شركت داشته و در زمره جنگجويان بوده ( ص 17 چاپ ميللر ) بعضى از حوادث را هم از قول پيرمردانى كه شاهد ماجرا بوده‌اند نقل مىكند . نيز برمىآيد كه مؤلف از اشراف غرناطه بوده كه در غرناطه باقى مانده و كيش مسيحيت برگزيده . ولى در نهان مسلمان بوده است و مىترسيده نام خود آشكار كند . خاورشناس آلمانىى . ميللر كتاب را با ترجمهء آلمانى آن تحت عنوان ( روزهاى آخر غرناطه ) . adanarG noV netieZ netztel eiD منتشر كرده است . سپس تحت عنوان ( نبذة العصر فى اخبار ملوك بنى نصر » به اهتمام فريد البستانى توسط دانشگاه فرانكو در تطوان چاپ شده . اين چاپ با ترجمهء خاورشناس الاب كارلوس كروس چاپ شده . ( العرايش 1940 م ) نسخهء خطى چاپ ميللر در كتابخانهء اسكوريال بوده كه بعدها از ميان رفته است ( گوتنگن سال 1863 م ) ( 13 ) . اخبار العصر : ميللر ص 6 و چاپ تطوان ص 5 .